ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
38
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
عبد المطلب مسلمان بودند . در مورد جعفر بن ابى طالب اختلاف است كه آيا در آن دره محاصره شده است يا نه ، گفته شده است در آن هنگام او به حبشه هجرت كرده بوده است و در آن محاصره حضور نداشته است و همين گفتار صحيح است . از مسلمانانى كه در آن دره با بنى هاشم در محاصره بود عبيدة بن حارث بن مطلّب بن عبد مناف است . او هر چند از بنى هاشم نيست ولى در حكم ايشان است ، زيرا خاندان مطلب و خاندان هاشم همواره متحد بودند و نه در دوران اسلام و نه در دورهء جاهلى از يكديگر جدا نشدند . عباس ، كه خدايش رحمت كناد ، همراه ايشان در آن دره بود ولى بر آيين قوم خود بود . عقيل و طالب پسران ابو طالب هم ، و نوفل بن حارث بن عبد المطلب و ابو سفيان برادرش و حارث پسر نوفل هم همچنان بودند . جز اينكه حارث نسبت به پيامبر ( ص ) سخت خشمگين بود و بر آن حضرت كينه مى ورزيد و با اشعار خود ايشان را نكوهش مى كرد ، ولى هرگز راضى به كشتن پيامبر ( ص ) نبود و با قريش هم در مورد خون آن حضرت فقط براى حفظ حرمت نسب موافقت نمى كرد . سرور و سالار و پير مرد همهء محاصره شدگان ابو طالب بن عبد المطلب بود و همو كفيل و حمايت كننده اصلى بود . اختلاف نظر دربارهء ايمان ابو طالب مردم دربارهء ايمان ابو طالب اختلاف دارند . اماميه و بيشتر زيديه معتقدند كه ابو طالب مسلمان مرده است . برخى از مشايخ معتزلى ما هم همين عقيده را دارند كه شيخ ابو القاسم بلخى و ابو جعفر اسكافى و كسانى ديگر از ايشانند . بيشتر مردم و اهل حديث و عموم مشايخ بصرى ما و ديگران معتقدند كه او بر دين قوم خود مرده است ، و در اين باره حديث مشهورى را نقل مى كنند كه پيامبر ( ص ) هنگام مرگ ابو طالب به او فرمود : اى عمو جان كلمهاى بگو كه من خود در پيشگاه خداوند براى تو در آن مورد گواهى دهم . گفت : اگر نه اين است كه عرب خواهند گفت ابو طالب هنگام مرگ بى تابى كرد چشمت را با گفتن آن روشن مى كردم . و روايت شده است كه ابو طالب گفته است من بر آيين مشايخ هستم . و نقل شده است كه او گفته است من بر آيين عبد المطلب هستم و چيزهايى ديگر هم گفته شده است . بسيارى از محدثان روايت كردهاند كه اين گفتار خداوند متعال كه مى فرمايد : « پيامبر ( ص ) و مؤمنانى را كه با اويند نسزد كه براى مشركان هر چند خويشاوند باشند